مانند پولاد
که آیت استقامت است
اما به دوام
و اقامت
نمیاندیشد…
مانند دریا
که امواجش از ازل تا ابد
بر خود سجده میآرند
اما رام پرستش
و خام کرنش
نمیشود…
مانند قطب
مانند استوا
که یکی به نور
و دیگری به یخ
آدمی را میگزند
اما تَف و برد را
به پشیزی
نمیخرند…
مانند نطفه
مانند دانه
که آیات رشد و تکثیرند
و هزاران هزار
ایثار میشوند
تا هزاران هزار
به بار آیند
اما توان بار و ایثار
افسونشان نمیکند…
خروشان
گدازان
جوشان
به قامت پولاد
به قیامت دریا
به استواری قطب
به ایستائی استوا
از خود میگریزم
و بیکرانه
به تو میاندیشم.