تو نباشی دریا هست
تو نباشی امواج
همچنان بیپروا میآیند
سر به صخره میکوبند
و متلاشی میشوند
تو نباشی آسمان هست
ستارگان هستند
ماه همچنان بیاعتنا به کار جهان
میآید و خونسرد میرود
تو نباشی خانهها و بامها هستند
و برف همچنان پاورچین میآید
و بر درختها و قرنیز پنجرهها مینشیند
تو نباشی ابرها هستند
و نمنم باران کوچههای خلوت و
چشمهای مرا ترک نخواهد کرد
تو نباشی دنیا هست و چهبسا
ترسای دیگری دل و دین
از من برباید
یقین داشته باش از این دنیا
تو نباشی سر سوزنی
کم نخواهد شد
و من نیز همچنان خواهم بود
و روزم را
به شب خواهم رسانید
اگرچه به جان کندن.