شعرها

لطفا فهرست را برای نمایش انتخاب کنید.

سیولیشه

تی‌تیک تی‌تیک در این کران ساحل و به نیمه‌شب نک می‌زند «سیولیشه» روی شیشه.   به او هزار بارها ز روی پند گفته‌ام که در

ادامه مطلب »

برف

زردها بی‌خود قرمز نشده‌اند قرمزی رنگ نینداخته است بی‌خودی بر دیوار. صبح پیدا شده از آن طرف کوه «ازاکو» اما «وازنا» پیدا نیست گرته‌ی روشنی

ادامه مطلب »

به تو اندیشیدن

مانند پولاد که آیت استقامت است اما به دوام              و اقامت                        نمی‌اندیشد… مانند دریا که امواجش از ازل تا ابد بر خود سجده

ادامه مطلب »

ری‌را

 ری‌را، صدا می‌آید امشب از پشت «کاچ» که بندآب برق سیاه تابش تصویری از خراب در چشم می‌کشاند. گویا کسی‌ست که می‌خواند…   اما صدای

ادامه مطلب »
تولدی دیگر، شعری از فروغ فرخزاد مجموعه‌ی تولدی دیگر

تولدی دیگر

همه‌ی هستی من آیه‌ی تاریکی‌ست که تو را در خود تکرارکنان به سحرگاه شکفتن‌ها و رستن‌های ابدی خواهد برد من در این آیه تو را

ادامه مطلب »
من از تو می‌مردم، شعری از فروغ فرخزاد مجموعه‌ی تولدی دیگر

من از تو می‌مردم

من از تو می‌مردم اما تو زندگانی من بودی   تو با من می‌رفتی تو در من می‌خواندی وقتی که من خیابان‌ها را بی‌هیچ مقصدی

ادامه مطلب »