اشتباه گرفتهاید
من دریا نیستم
نه قطبی
نه استوایی
از هیچ نوعش.
اگر به زاویهی عکسهایی که گرفتهام
دقت کنید
میبینید آن عکسها را
دریا نمیتواند برداشته باشد.
بله
عکسهای لُخت این آسمان را
من گرفتهام
نیمرُخ عرقکردهی ماه نیز
کار من است.
اما
عکسهای دیگری هم دارم
مانند این ونوسِ دست بریده
که با عینک آفتابیاس
ویترین شبانهای را
تزئین کرده است
و هیچ ربطی به دریا ندارد.
مگر میشود آدم
در دورهای دریا باشد
و بعد از یادش برود.
من اگر مترسک هم شده بودم
سیاهی کلاغ را با خود
به گور میبردم.
حرفم را باور نمیکنید
دستهای بیجزر و مدّم را نگاه کنید
یا نقشهی رنگی دنیا را
که بر دیوار پشت سرتان
آویختهاید.
اگر کوچکترین اثری از من
در آن یافتید
پیراهنم را در میآورم
و دریا میشوم.