خریّت | بیچاره خرک دید در آن گوشه‌ی دشت، فیل آمد و آسان ز سرِ آب گذشت… / شعری از نیما یوشیج

بیچاره خرکِ دید در آن گوشه‌ی دشت،

فیل آمد و آسان ز سرِ آب گذشت.

 

دانست چو در پی سبب جستن شد

سنگینی او باعثِ بگذشتن شد.

 

یک روز که بارِ او بسی بود وزین

افتاد در آب و بود غافل از این

 

اول بارش ربود آن سیل مدید

وانگه وی را فکند و در ورطه کشید.

 

گفت: ار برهم، بیایم از آب مفر

فیلی نکنم، هم آنچنان باشم خر.

 

از بارِ وزین کس نجویم سودی

سنگینی ذاتی‌ است که دارد بودی.