خروس و بوقلمون | از پی دانه به‌هم شدند از جا برون، خروس خواننده‌ای بوقلمون کری… / شعری از نیما یوشیج

از پی دانه به‌هم، شدند از جا برون

خروس خواننده‌ای، بوقلمون کری

 

روان شد این بر زمین، پرید آن یک به بام

وز آن پریدن رسید، به دانه‌ی بهتری.

 

خطاب کرد این که: «هان، چه زحمت است ای رفیق!

که از پی دانه‌ای زِ همرهان بگذری؟»

 

خروس بشنید و گفت: «شود خطای تو فاش

اگر بیایی بر این مکان یکی بنگری.

 

نصیحت تو به من، همه از آن بابت است

که عاجزی، ای حسود، بلند چون من پری!»