عقوبت | چو بی‌هنگام می‌خواند آن خروسک، گرفتش کدخدای ده شبانه… / شعری از نیما یوشیج

چو بی‌هنگام می‌خواند آن خروسک

گرفتش کدخدای ده، شبانه.

 

برون از خانه‌اش، در لانه‌ای کرد

که وقتی داشت از لانه نشانه.

 

در آن ویرانه می‌خواند او که ناگاه

درآمد روبه و بردش ز لانه…

 

چه بسیار از عقوبت‌های افزون

که گشتش لغزش خردی بهانه!