در رنگ خفته است
عطر گُل کاکتوس
تا عاشقانهترین نگاه جهان
بیدارش کند.
بر صندلی سرد
به خواب میروم
کنار غروبی تهنشین
در فنجانِ تلخ،
تا پروانههای گرم نگاهش
از پشتِ گردشِ کلید
بیایند و آرام
پلکهایم بگشایند.