ذکر کریسمس در کابین کوهستانی | شعری در کتاب «مثل جوهر در آب» از عباس صفاری

در این شب زیر صفر

لیس زدن به این بستنی قیفی

وقتی می‌چسبد که این دو آتش پاره

که بی‌شک به مادرشان رفته‌اند

با خرس‌های ماهوتی‌شان در بغل

خوابشان برده باشد.

 

برف آرام و یکنواخت

آن‌قدر ببارد که بابانوئل را هم

خانه‌نشین کند

و تو راحت وارفته باشی

کنار این بخاری هیزم‌سوز

و دو چشم گرسنه بالای سرت

سیر نشود از تماشایت.

 

بگذریم که خسیس می‌شوی

وقتی به بستنی می‌رسی

و دریغ از یک لیسه دلنشین

که بگذاری من بزنم.